
کیمیا رضایی مقدم
۹۳۳۱۰۱۲
عنوانهای برتر:
#ورزشکار_ترین
#بلند_ترین
#احساسی_ترین
#زود_رنج_ترین
#با_جنبه_ترین
گرایش؟
ای تی
محل تولد؟
تهران
راه ارتباطی (ایمیل، …)؟
Kimia.rezaei96@gmail.com
سرگرمی و علایق؟
ورزش، شمشیربازی
اینجا ارزش زحمت کنکور رو داشت؟؟
قطعا
دانشگاه ما دانشگاه بود؟؟
بلی
چه کاری تو این چهار سال کردی که بهش افتخار میکنی؟؟
انجمن علمی
چه درسی رو تو ارائه میدادی بهتر بود؟؟
تربیت بدنی
یه چیزی که یاد گرفتی؟؟
Every efforts counts
نمیومدی دانشگاه چی میشد؟؟
بیشتر ورزش میکردم
برگردی عقب چی رو تغییر میدی؟؟
بیشتر درس میخوندم
خاطره؟؟
کل چهار سال خاطرهس، چی بگم؟
ایران؟
طبیعت، خانواده
تهران؟
مجبور به زندگی
خیابون ولیعصر؟
نصف بیشتر زندگیم
پرخاطره ترین مکان؟
میدون ولیعصر
دانشگاه صنعتی امیرکبیر؟
دوست داشتنی
دانشکده مهندسی کامپیوتر؟
عشق
سایت؟
محل پیشرفت :))
دکه یعقوب؟
شلوغ حبابی
حراست؟
گیر دادن به مهمون های انجمن
سلف؟
آفتابی ک تو مسیرش میخوره تو کله ت
سالن مطالعه؟
شلوغ
خوابگاه؟
دلتنگی
آسانسور؟
اخیش
طبقه اساتید؟
در بسته
اینترنت دانشگاه؟
اگه باشه خوبه
انتخاب واحد؟
جنگ، استرس، ی چیزی باشه ک بتونم برم باشگاه
آزمایشگاه ها؟
سه ساعت درگیری با وسایل آزمایشگاه
فرجه؟
خواب
پروژه و تحویلش؟
شب نخوابیدن
فارغ التحصیلی؟
شروع دوباره
7:45؟
خواب رو فرش سالن مطالعه
TA؟
احمدپناه
بهترین دوست؟
آتوسا، قزلو مزلو، حقیقتی
بهترین استاد؟
پوروطن
بدترین استاد؟
گناه دارن، نداریم
صبوری؟
دور
چمن؟
حراست
پوروطن؟
جز معدود استاد هایی ک ازش چیز یاد گرفتم
الگوی ورزش و عذاب الهی من
راضیه معینی مجد:
عاشق روزایی ام میایی خابگاه . عاشق اذیت کردن و مسخره کردنامونم . عاشق سفر مشهدمون ام(حاضرم یبار دیگه بدون ابمیوه پرتقال و با کثیفی کامل سوییت بریم)عاشق پارک ارم رفتنمونم. عاشق اینم منو هی مسخره میکنی منم تهش با مشت میزمت و کبود میشی. عاشق مهربونایی بی دریغتم . عاشق دل مهربون .شک ندارم تمام اتم و اجزای اتم های بدنت هم از مهربونی تشکیل شده . دمت گرممم. نمیدونم چند بار دیگه میبینمت . ولی منو فراموش نکن. از فراموش شدن میترسم. بوووس اروم و مهربون بهت.دمت گرمممم همین
کیم عزیز دل
اتوسا احسنی ثمرین:
کیم، میدونی واقعن من بودی؟ واسه م ساختی کل کارشناسی رو : )
راستشو بگم؟ ترم یک که بودیم ازت بدم میومد :دی ولی نمیدونم یهو چی شد که از سال بعدش، تو شدی تنها کسی که تو تلگرام اون بالا پین شده بود : )) اولین کسی بودی که "شیرینی های زور" ازم گرفتی :/ البته تنها کسی بودی که برای شیرینی دادن بهش اصصصلن مقابله نمیکردم : )) و نیز تنها کسی بودی که چت هامونو چن وقت یه بار مینشستم میخوندم : )))) چون عملن دفترچه خطرات روزانه ای بودند واسه خودشون : ))) ولی جدی چطوری میتونستی تحمل کنی من اون همه چرت و پرت بگم؟ : )))) برای خودم که سواله واقعن : ))
عکس هم که واسه ترم 6 عه. جشنواره لینوکس. چه بارونی بود اون روز!
هممممممیشه شاد و خوشحال و سرحال و شمشیرباز و موفق باش :دی
فرزندم!
فاطمه قزلو:
کیم!چجوری این چهارسالو خلاصه کنم تو چند خط؟ دیوونه بازیامون سر تی ای بخشی و شال گردنی که زدی تو صورتم، تحلیل پستای فیسبوک آدما، پروژه پوروطن و سالن مطالعه و رقصیدنا، اون 16 روزی که ازت بزرگتر و عاقلترم و به خاطرش مشورت میکردی باهام :))) روزایی که میای و رد میدی و من ازت میپرسم باز شب نخوابیدی؟ از مردادی بودنت نگم که باعث شده چقدر ویژگی های مشترک داشته باشیم. عکسای زشتی که توشون ادا درمیاوردیم و برای هم میفرستادیم. ترایپوفوبیات و اون موسی که باعث میشد خارش بگیری. اون بلایی که سر انتخاب واحد و سیگنال سرم آوردی. اون روزی که وسط سایت مانتوت باز شد و منو چسبوندی به دیوار و آبرو نموند برام. اون روزی که برا تولد سارا رفتیم خرید و بازم آبرو نذاشتی برام.
کیمیا من خییییلی اذیتت کردم تو این چهارسال چون میدونستم ادبیاتمو میفهمی. باجنبه ترینو دادم به تو چون شوخیایی بات کردم که خودم تحملشونو ندارم. اون وقتایی که میبینی آدم ناراحته و ذهنت درگیر میشه و همش تلاش میکنی ی راه حل پیدا کنی برای کمک تو خالصانه ترین وضعیت خودتی. همینقدر دوستداشتنی بمون لطفا:)
واقعا حس مادر فرزندی دارم بهت. پیرم کردی بچه. ولی مامانا همیشه بچههاشونو دوست دارن،نه؟ :) #قزلومزلوکیم
کیمدی
سعید دادخواه گندشمین:
کیمیا شخص سوم تو خاطره مشترک میانترم فیزیک یک تو بودی؟ من هنوزم باورم نمیشه :))
با شیطونیای خاص خودت تو انجمن همیشه انرژی خاصی بهم میدادی. مثکه همیشه به بچهها یادآوری میکنی که چقد باید بدون تا چیزایی که میخورن، آب شه، به خاطر این قضیه هیچوقت نزدیک من نشو، مرسی اه :))
هم رشته همکار حتی همرزم
کوروش رجب زاده دیزجی:
چوسان قدیم از هم متلاشی شد ارتش دامول که به فرماندهی ژنرال هموسو پیش میرفت نابود شد و جومونگ هم پس از تاسیس گوگوریو شهید شد و نوادگانش پس از جنگ های پیاپی با تسو و هان یکی یکی به فیض انقراض نائل آمدند گوگوریو هم داشت متلاشی میشد که یهو خانم رضایی ظهور کرد و با شمشیرش همه را ساقط کرد و دوباره گوگوریو شکل گرفت و بعدا اسمشو گذاشتن ایران! (البته بماند که تاریخ زیاد تحریف شده سعی کردم واقعیت رو بگم) الان هم مرکز فرماندهی اس سیستم اس هست و افتخار این رو داریم که به عنوان وزیر جنگ در این دیار خدمت میکنیم(گفتیم یکم هم طنز داشته باشه مجله :))
همگروهی خوشگلم:)
زهرا عدالت:
کیمیا شاید عمیق ترین آشنایی من باهات آز ریز بود. واقعا اگه تو نبودی یک درصد به من خوش نمیگذشت! مرسی که انقد خوبی و انقد صبور بودی تو همگروهی شدن باهام:) و اون آزو به عنوان یه خاطره تو ذهنم ثبت کردی. خنده هامون هیچوقت یادم نمیره... امیدوارم آینده برات بهترین ها رقم بخوره💪
رضایی چطوریی
یوسف فتورائی:
توی هر زمینه ای موفق، ورزش ، کار ، درس ، اخلاق - آدم حسودیش میشه :-)
شوهر عزیزم
ماهین میرشمس:
شوهررررررمممممممممم
راستش رو بهت بگم ؟ اولین باری که دیدمت ، انتخاب واحد ۳ ترم پیش بود. امیر اومد گفت اوون دختره کمک میخواد، کمکش کن. آخرشم یه جوری که من رفتم کمک یکی دیگه و قاطی و شد و اینا خلاصهههه
ولی این ۱.۵ سالی که آشنا شدم باهات، جزو بخش فان دانشکده بودی!! خیلی باحال بود که یه شمشیرباز حرفهای سالبالاییت باشه( تازه در آینده هم شوهرت باشه ^_^ ) و اینکه هر شب بره بدوعه :| حاجیییی .. بیخیال :| :))))))
اسطوره رد هم البته میشه اسمت رو گذاشت.... اوون برای وقتاییه که من و محمد و تو میفتادیم بهم. ۳ تفنگدار :))
ولی امیدوارم خانوادمون همیشه پایدار و خوشبخت باشه:)) چون دوست دارم خیلییی زیاددد !! دلمم برات تنگ میشه :( همین الانش هم که از تو انجمن صدای دادت نمیاد، دلم تنگته :(
یکی از آرزوهام اینه که یه روزی مدال طلای المپیک شمشیربازی رو ببری ^_^
یکی دیگشم اینه که یه بار اجازه بدی شمشیرت رو دستم بگیرم :-''
آره خلاصه دیگه:دی
ما رو یادت نره و فارغالتحصیلیت هم مبارک باشه ^_^
همه فن حریف
محدثه روغن گرها:
خب اینجا باید اعتراف کنم که کیمیای ما واقعا کیمیا است. به شدت پرانرژی، جسور، پر تلاش و باهوش. از اینکه فقط یک بعدی نیستی و به جنبه ها مختلف زندگیت میرسی واقعا غبطه میخورم. امیدوارم همیشع همین طور زلال و پر انگیزه باقی بمونی.
مرسی که هستی
شهرزاد حاجی امین شیرازی:
نمی دونم “مرسی که هستی”رو کی اولین بار گفت اما واقعا ممنونم ازش چرا که امروز به معنای کلمه می تونم به تو بگم مرسی که هستی...جدی بگم هرجا که بودی خیالم راحت بود و دلم خوش...مهربون ترین مرسی تو این مدت بودی ...از بودن در کنار ادم خوب وفعالی مثل تو خیلی خوشحالم...میشه بعدا هم باشی که بگم مرسی که هستی؟؟( اشکالی نداره خواستی ادا دربیار دیگه عادت کردم:)))))
کیمیاترین کیمیا❤️
ساره سلطانی نژاد:
کیمیا جانم!! بسیار خرسندم که سفر مشهدی که با هم رفتیم، موجبات صمیمی تر شدن و افتخار دوستی ناب تو رو برام فراهم کرد. سفری فراموش نشدنی با کلی خاطره از حرم و خادمان آن گرفته:)) تا تمام شیطنت های حین سفر و عکس های خاصمون در موزه حرم که هنوزم موجودن:))
کیمیا واقعا یکی از پرانرژی ترین، ورزشکارترین، پایه ترین و مهربون ترین یا در یه کلام کیمیاترین دوستی بودی که داشتم و امیدوارم همینطور موفق و شاد پیش بری و به تمام رویاهات برسی...
درسته هر دفعه که میبینمت کلی منو اذیت میکنی بلندترینم😅 ولی کلی انرژی بهم میدی و میدونم که به شدت دلم برات تنگ میشه. امیدوارم که در آینده هم دوستیمون تداوم داشته باشم.
راستی قرارمون یادت نره، پارک جنگلی و دویدن... منتظرما😂
آخرم عکس های acm رو یادت رفت بدی بهم، دیگه ناامید شدم:(
کاتالیزگر!
علی غلامی:
کیمیا یا به عبارت دیگر، کاتالیزگر، از اشخاصی است که رفاقت با او می تواند سرعت پردازش و هضم روزمرگی ها را به شدت بالاتر ببرد. با او خنده ها بیشتر می شود و از روحیه شکست ناپذیرش هر کاری به زانو در می آید. دوی شبانه یا به اصطلاح خودش نایت رانینگ تایم های او به خودی خود یک برند به حساب می آید. او عاشق گل، سبزه، چمن و هر چیز جاندار و بی جان رنگی رنگ (گلی گلی) است. شخصیتی عمیق و لایه لایه دارد و همین باعث می شود درک رفتار هایش توسط افراد عادی دشوار گردد. بسیار دوستدار خانواده و بسیار دلسوز و دست گیرنده است. هر موقع او را در حال تفکر دیدید با یک شیرین عسل (یعقوب برقی معمولا داره!) او را از تفکرات خودش بیرون آورید و خنده را به او هدیه دهید. از صفات دیگر او کمالگرایی است. کمالگرایی او ذاتی است و سعی او بر از بین بردن آن بی فایده است. کیمیا یک ورزشکار حرفه ای است. گلبول های قرمز او با تحرک انس گرفته اند و اگر ورزش را از او بگیرید عملکرد مغزش مختل می شود. می توان یک نقش اساسی را به او سپرد و از انجام آن به بهترین شکل مطمئن بود. تبحر بسیار زیادی در مدیریت و رهبری یک تیم دارد. همیشه همینطور ناب و خالص بمان :)
#پودر
#پیتزا
#فوتبال
بمب انرژی
فاطمه معرفت:
انرژی و ورزشکار بودنت خیلی برام قابل تحسینه..
امیدوارم همیشه با انگیزه و عالی به راهت ادامه بدی کیمیای مهربون!
فِنسِر
امیر حقیقتی ملکی:
معمولا آدمها در اولین برخوردشون باهم زیاد کاری به کار همدیگه ندارن و سعی میکنن بیشتر حرف بزنن و بیشتر طرف مقابل رو بشناسن. اما قضیه آشنایی من و کیمیا یکم متفاوت بود! در حین انجام کارای جشن عید نوروز ۹۴ بودیم که یک بشری که نمیشناختمش آنچنان، صورت بنده رو مورد عنایت قرار داد و با رنگهایی که برا تخممرغ سفره هفتسین بود، رنگیرنگیم کرد! این اولین برخوردم با خانم رضایی مقدم بود!
همین خانم رضایی مقدم، که بعدها تبدیل شد به کیمیای خودمون و پسرخاله شدیم باهاش (:دی)، شهریورماه ۹۵ بود که به عنوان همکار و پشتیبان بنده تو توسعه سایت ایسیام دانشکده فعالیت و حضور داشتن و چقدر خاطره که از اون موقع داریم!
از همون اسفند ۹۳ که با گذشت زمان و به مرور که بیشتر شناختمت فهمیدم که چقدر به شمشیربازی علاقه داری؛ اینکه چقدر از انجامش لذت میبردی و چه سختیهایی رو تو مسیر شمشیربازی داری تحمل میکنی تحسین برانگیز بود برام. از کارایی که باهم بودیم فهمیدم که آدم سختکوشی هستی و این ویژگیت هم تحسینبرانگیز بوده برای من. نایت رانینگ تایم برند اختصاصی خودته و روحیه ورزشکاریت + انرژی مثبتت، انسان فوقالعاده مثبتی ازت ساخته و امیدوارم شب و روز و ظهر و هر ساعتت خلاصه، رانینگ تایم پر از لذت باشه.
حالا نمیدونم اینو تمجید حساب میکنی یا ناراحت میشی از بیان کردن این جمله (:دی)، ولی همواره پایه برای اسکلبازی و خلبازی بودی و از پیشگامان رد دادگی نوین در انجمن بودی :دی. بگذریم از سوتیهای پرماجرا و پرازخنده و غیر قابل بیان :دی
کیمیا جان عزیزدل، امیدوارم که همیشه لبخند به لبانت باشه و ایام به کام و همیشه دوست خوب من بمون!
۱۱ سال از ۱/۱ راهنمایی تا ترم آخر کارشناسی
آیسان آقازاده:
کیمیای ورزشکار!
الان دقیقاً ۱۱ ساله که میشناسمت که البته فقط ۴ سال آخرش با دید خوب بوده! ولی باور کن که ۴ سال آخرش واقعاً با دید خوبی بوده!
تو ورزشکارترین و پرتلاشترینی! تو هرچیزی!
خاطره که زیاد داریم (یه سری خاطره بد مدرسه، یه سریم خاطره خوب دانشگاه) ولی از بهتریناش بدون شک پروژه پوروطنه! واقعاً یکی از بهترینا بود!
مرسی که تو خاطرات دانشگاه و مدرسه و انجمن و ... هستی عزیز دل!
خوشحال و موفق و ورزشکار بمونی همیشه!
کیمیااا :>
مهتاب فرخ:
کیمیااا
نمیدونم چرا از دبیرستان خاطره ندارم ازت ولی بهرحال انقدر انجمن برامون خاطره سازی شد که خداروشکر :>
واقعا تحسین برانگیزه که انقدر سفت پای علاقه ت وایمیسیتی و براش تلاش میکنی :>
در نهایت هم که فکر نکنم لازم باشه از خل بازیا و رد دادنت و سوتی ها بگم که کلی رنگی رنگی کرده خاطراتمونو :))))))))
فوتبال آمریکایی
هستی شریفی:
آقا ما یه بار با سپهر مشغول کارای ای سی ام بودیم که به ناگاه دیدیم یک جسم عظیمی از دور با سرعت اومد خورد به سپهر، سپهر پرت شد ۲۰۰ متر اونطرفتر بچهها گرفتنش. بعد که تازه به خودمون اومدیم، فهمیدیم جسم فوقالذکر خانوم رضایی بودن که با عجله داشتن میرفتن به یه کاری برسن. اونجا ما به استعداد نهفته کیمیا در رشته فوتبال آمریکایی پی بردیم و کلی حسرت خوردیم که چرا این رشته تو ایران نیومده، چون با حضور این بازیکن در تیم قطعا قهرمان جهان میشدیم.
ایشون به طور کلی خیلی خطرناکن. حالا اگه از مهارتهای تنه زدن، زمین زدن و خاک کردن بگذریم یه شمشیر دارن که گویا دل و روده میشه باهاش درآورد. کلا هیچوقت با کیمیا وارد مرافعه نشین دیگه، هرچی گفت بگین چشم :)).
فرزند خانواده قزلومزلوکیم
سارا واسعی:
کیمیا از لحظه اول که دیدمت خیلی دوست داشتم به هم نزدیک بشیم که چند روز هم نکشید که این اتفاق افتاد. از اولین سلفیها و اولین باری که با هم سلف رفتیم دیدم خییییلی راحت و بیآلایشی و کلی حال کردم باهات. گذشت و گذشت تا اینکه رسما به همه اعلام میکردیم ما یه خونوادهایم (به قول خودت مامان قزلو، بابا واسعی، بچه کیمیا) و بچهی سیمولیشنکار و شمشیرباز ما درست عین بچه تو دلمون جا گرفت. اگر ذرهای ناراحت بودی یا حتی خنده رو لبات نمیدیدم، دل تو دلم نبود که یه کاری بکنم. خندههات خنده به لبامون میاورد و وجودت تو پروژهها یعنی "نگران نباشید اندرویدشم میزنیم" و بگو بخند. از بحثای روانشناسی و جامعهشناسی بگیر تا چرندیاتی که منو پخش زمین میکرد برام دوستداشتنیه. از ظرفیت بالات برای شوخی نمیگم که واااقعا غیرقابل وصفه. ذهن داستانسازت انگار از یه جا دیگه اومده و عین جادوگرا، آینده رو خبر میدادی در حالیکه آدم تصور میکنه حواست نیس :))
یادمه ترم یک میگفتن کاش تا آخر همینجوری بمونید شما سه نفر. آخر ماجرا نیست اما آخر دانشگاه شده و ما هنوز یه خانوادهایم.
دلم خیلی برات تنگ میشه و قول بده ارتباطمون کم نشه بعد دانشگاه. دوست دارم #قزلومزلوکیم
ابرقدرت
سپهر صبور:
اگر شما بخواهید یک جسم 90 کیلویی که با سرعت 5 کیلومتر در ساعت در حال حرکت است را با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت در خلاف جهت حرکت آن پرتاب کنید به چه مقدار انرژی نیاز دارید؟ پاسخ مقداری حدود 3 کیلوژول است. اگر این مقدار انرژی رو در مقدار زمانی حدود نیم ثانیه وارد کنید مقدار توان شما چقدر است؟ پاسخ 6 کیلووات یا 8 اسب بخار است.
در مسئله بیان شده شی 90 کیلویی شخص بنده و ماشین وارد کننده انرژی خانم کیمیا رضایی می باشد و بر اساس یک آزمایش کاملا علمی ثابت شده است.
قطعا با این حجم از انرژی اگر در قرن 18ام بدنیا میآمد قبل از ماشین بخار میتوانست باعث انقلاب صنعتی بشه.
از همین جا برای ایشان آرزوی قدرت و قوت بیشتر از خداوند منان داریم.
تجارت الکترونیک
محمد فخرالدین:
شب امتحان میانترم بود و خوب من این ترم خستگی رو به درجه ی آخر رسونده بودم . یادمه از خانم رضایی یه سری نمونه سوال گرفته بود که اگه اون نمونه سوالا نبود من از همین نمره ای که گرفتم یه 4،5 نمره کمتر می شدم ،:دی . با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما
شمشیر بازِ تنبل
مهدی طاهراحمدی:
آآآی کیمیا رضایی مقدم!
چقد شو آف؟ ها؟
حالا یذره فنسینگ بلدی دیگه. هر روز با شمشیر سر کلاس اومدن نداره :))
ولی جدی دمت گرم، از معدود دخترای با روحیه وزرشکاری خوب بودی. کسی که دنبال چالشه، مهم نیست تو یه موضوعی چقد ضعیفه باهاش روبرو میشه و بهش غلبه میکنه.
شاهد بزرگ شدن ات بودم تو طول این سال ها و دیدم چقدر پخته و عاقل شدی به مرور زمان. اینا حاصل درک و روحیه مبارزه توعه.
کیمیا رضایی مقدمی که چن روز دیگه داره فارغالتحصیل میشه، خیلی متفاوت تر از کیمیا رضایی مقدمیه که انگار همین دیروز بود که اومده بود ثبت نام.
با اعتماد به نفس و پرغرور. و مثل همیشه سرزنده و شوخ و مهربون و با معرفت.
امیدوارم بی معرفت نشی منو یادت بره.
حالا یه فنسینگ بلدی دیگه!! خودتو نگیر انقد. گاهی هم حال مارو بپرس. خوشحال میشیم.
برات آرزوی موفقیت میکنم.
هرجا هستی شاد و پیروز باشی.
هم کلاسی سابق تو،
طاهر.
برای کیم
فارهه سهیل:
کیم چون تو و تو چون جون 💙❤
واقعا واسه پیگیری هایی که برای کلاس های ای سی ام داشتی و هماهنگیایی که با استاد کاظمی میکردی ، ازت خیلی ممنونم کیم و اینو از صمیمه قلبم میگم چون من از ترم یک دنباله چنین کلاس و استادی بودم و نتونسته بودم پیداش کنم 😀😀
به اون صورت با مزه و روحیه مهربونت اصن نمیخورد شمشیرباز باشیی و وقتی فهمیدم خیلی تعجب کردم
امیدوارم با شمشیرت موانع زندگیت رو کنار بزنی و همیشه موفق باشیییی ❤❤❤❤❤